ساراوین بلاگ

ما در بلاگ ساراوین کنار شما عزیزان هستیم

ساراوین بلاگ

ما در بلاگ ساراوین کنار شما عزیزان هستیم

راهنمای سفر به دهکده پاموکاله ترکیه

آخرین دفعه ای که به پاموکاله(Pamukkale) و هیراپولیس (Hierapolis) سفر داشتم در زمین های کشاورزی ، در سال 2002 بود اما اهمیت پدیده طبیعی را به خوبی درک نکردم ، هیچ عکسی نگرفتم و با گذشت سال ها ، خاطراتم مه آلود شد.و تصمیم به رفتن مجدد به تور جدید پاموکاله گرفتم.اکثر مردم در یک سفر یک روزه استراحتگاه های اطراف پاموکاله را انتخاب میکنند. برخی دیگر شب را در مسیر خود به مکانهای دیگر می گذرانند. من دومی را به عنوان راهی برای شکستن یک سفر طولانی با اتوبوس از تورهای  کاپادوکیاانتخاب کردم و به همین ترتیب هتل مدرن در حومه آن رزرو کردم زیرا هرچه هتل به استخرهای حرارتی نزدیکتر باشدگرانتر است.قدم زدن در اطراف روستا بینشی جالب و طنزآمیز از جامعه ناامید شده به شما میدهد چرا که بومیان دهکده پاموکاله از هرکسی که از آن عبور می کند درآمد کسب میکنند. مطمئناً سنتی است که زنان محلی لباس روستایی را می پوشند ، گله های خروس در خیابان ها پرسه می زنند و وسایل خانه زنگ زده در حیاط خلوت خانه ها را مشاهده میکنید.هرچند وقت یکبار ، یک ماشین قدیمی کورتینا که آخرین مدل فورد یا اوپال است را در پاموکاله می بینید و نشان دهنده تمایل موقت پاموکاله ترکیه برای ترکیب مدرن با قدیمی است. یک رستوران آسیایی کاملاً پرطرفدار به نظر می رسید و پس از آن ، فروش تورهای راهنما و تجربه های پاراگلایدر وجود دارد.اگر اولین بار از پاموکاله ترکیه بازدید میکنید احتمال زیاد برخورد شدید و سخت گیرانه فروشنده ها ، شاید ناخوشایند و پر هزینه باشد اما این روستا جذاب است و به عنوان یک زن مجرد نیز احساس امنیت می کنید.

کارهایی که باید در Pamukkale و Hierapolis انجام شود:

  • ویرانه های باستانی هیراپولیس
  • استخرهای حرارتی
  • استخر کلئوپاترا
  • موزه Pamukkale

ویرانه های باستانی شهر هیراپولیس (Hierapolis)

با نگاهی به نقشه ، می دانستم که نمی توانم در هر مکان در Hierapolis قدم بزنم ، که منشا آن از قرن 2 قبل از میلاد است. نام این شهر به معنای "شهر مقدس" ، انبوهی از معابد پراکنده را منعکس می کند اما بیشتر خرابه ها از مربوط به دوره روم است و در مسافت وسیعی پخش شده اند. به هر حال ، در حقیقت ، تنها ساختاری که می خواستم ببینم تئاتر بزرگی بود که با یک پیاده روی شدید به یک تپه کوچک میرسید. از طریق ورودی پشتی و از آنجا راه افتادم ، تقریباً 20 دقیقه طول کشید تا به پله بالا برسم. یک مانع جلوی چشمگیر را می گرفت اما در پشت آن منظره ای خیره کننده از فاصله بسیار دور قرار داشت. به راستی ، من فکر می کنم این تئاتر باستانی بهتر از تئاتر بزرگی است که در افسس دیده می شود اما بسیاری با من مخالف هستند. سایر سازه هایی که از شهر باستانی هیراپولیس دیدن می شود شامل دروازه های بیزانس ، نکروپولیس و معبد آپولو است اما من مشتاق تماشای آنچه در نگاه من بود ملکه منطقه و استخرهای حرارتی پاموکاله بود.

استخرهای گرم و بهاری پاموکاله(Pamukkale Hot Springs Thermal Pools)

احساس کردم برای اولین بار است که به آنجا می روم. به نظر می رسید همه چیز خیلی متفاوت از زمانی که من 13 سال پیش آمده ام بود اما چیز دیگری چشمم را بیشتر جلب کرد. تراورتن های خشک شده بیشتری نسبت به آب وجود داشت. جلوی چشم من سه قسمت در چشم انداز پخش شده بود اما فقط قسمت میانی آن باز بود و در یک آب سفید شیری که متوسط دما تقریباً 33 درجه بود ، شنا می کردند. صخره منتهی به استخرها یک آهن قهوه ای زنگ زده بود و هر چند وقت یکبار که مردم با کفش های خود روی آن قدم می زدند ، نگهبان سوت می زد.

استخرهای پاموکاله یک نشانه طبیعی است از ذخایر کربنات کلسیم ساخته شده است که هزاران سال وجود داشته اند.رومی ها از آن به عنوان یک مرکز آبگرم استفاده می کردند زیرا منشأ آب آن چشمه های آب گرم است. از چه زمانی مادر طبیعت برای حفظ زمین به کمک ما احتیاج داشته است ، مگر اینکه این ما هستیم که در وهله اول آسیب دیده ایم! شایعات پیروزی پاموکاله سالهاست که وجود دارد.در یک مقطع ، هتل هایی که پشت استخرها بودند ، آنها را آلوده می کردند اما از آن زمان تعطیل شده اند. در دوره ای دیگر ، غسل دادن در آب ممنوع بود.همچنین لازم به یادآوری است که پاموکاله و هیراپولیس هر ساله میلیونها بازدید کننده تور آنتالیا را جذب می کنند که هر یک از آنها 25 لیر بلیط ورودی ، 5 لیر به موزه و در صورت تمایل به شنا در استخرهای کلئوپاترا مبلغ 32 لیرا را پرداخت می کنند. درآمدهای حاصل از مغازه های سوغات و رستوران های داخلی را نیز به این مقدار اضافه کنید و این مبلغ پول زیادی است که از طریق پاموکاله برای صنعت توریست ترکیه بدست می آید.اما در واقع ، هزاران گردشگر که هر روز از آن عبور می کنند ، تعادل زیست محیطی را مختل می کنند ولی بخاطر درآمد سرشار کشور ترکیه استخرهای پاموکاله را متاسفانه باز گذاشته است.در حالی که ممکن است پاموکاله در طول زندگی ما تجزیه نشود اما آیا نسلهای آینده این شگفتی ترکیه را خواهند دید یا خیر.(پاموکاله 234 کیلومتری آنتالیا است)

استخر کلئوپاترا در Pamukkale

بعد از دیدن پاموکاله ، به استخر کلئوپاترا رفتم زیرا دارای رستوران ها و سرویس های توالت است. تابلویی در ورودی استخر کلئوپاترا از ویژگی های آب درمانی میگوید که: استخر کلئوپاترا بسیاری از بیماری ها از جمله آکنه های نوجوانان ، فشار خون بالا و واریس را تسکین می دهد.شاید شما بدبینانه نگاه کنید که آیا فقط یک حیله گر برای توجیه هزینه بالای شنا در استخر است که در پایین شامل ستون های سقوط شده از شهر باستانی هیراپولیس روم است اما بی ربط است زیرا مبلغ زیادی را پرداخت نمی کنید و فقط پول برای شنا کردن گرفته میشود.

موزه باستان شناسی پاموکاله و هیراپولیس

در 3 اتاق و در داخل باغها واقع شده است ، این موزه آثار باستانی از خرابه های باستانی Hierapolis و همچنین مکانهای کاوش شده دیگری مانند Laodicea و Aphrodisias را به نمایش می گذارد. چشمگیرترین آنها همه اتاق سارکوفگو بود. من احساس شرمندگی کردم که فقط من و چهار نفر دیگر در این موزه در حال گشت و گذار بوددیم ، در حالی که استخر کلئوپاترا پر بود اما همه از تاریخ لذت نمی برند ، واقعیتی که هر روز آن را به خودم یادآوری می کنم.

موزه باستان شناسی هیراپولیس پاموکاله

علی رغم اینکه در اثر مشکلات گردشگری انبوهی از سازها متاسفانه از بین رفته است  اما Pamukkale و Hierapolis مطمئناً مکانی مناسب برای بازدید در ترکیه هستند ، صرفاً به دلیل اینکه این یک مکان طبیعی زیبا و چشمگیر است. افراد همچنین می توانند در ساعات ابتدایی صبح یک سفر با بالون هوای گرم را انجام دهند یا در هر ساعت در طول روز پاراگلایدر را از طریق تراورتن ها انجام دهند.

آدرس پاموکاله: ترکیه منطقه دنیزلی

  • فاصله پاموکاله تا آنتالیا242 کیلومتر نزدیک سه ساعت با ماشین
  • فاصله پاموکاله تا کوش آداسی 188 کیلومتر نزدیک 2:45 با ماشین
  • فاصله پاموکاله تا دنیزلی 17.3 کیلومتر نزدیک 16 دقیقه با ماشین

منبع

داستان جالب بزغاله خجالتی

داستان جالب بزغاله خجالتی

مجموعه: شعر و قصه کودکانه

https://ninilifemag.blogsky.com/1398/06/29/post-3/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%A8%D8%B2%D8%BA%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AE%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%AA%DB%8C


توی یه گله  بز ،یه بزغاله خجالتی بود که خیلی آروم و سر به زیر بود .وقتی همه بزغاله ها بازی و سر و صدا راه می انداختنداون فقط  یه گوشه می ایستاد و نگاه می کرد.


وقتی گله بزغاله ها به یه برکه ی آب می رسید،بزغاله های شاد و شیطون برای خوردن آب می دویدند سمت برکه و حسابی آب می خوردند و آب بازی می کردند .

اما بزغاله ی خجالتی اینقدر صبر می کرد تا همه بزغاله ها از کنار برکه برن بعد خودش تنهایی بره آب بخوره .بعضی وقتا از بس دیر می کرد ،گله به سمت دهکده به راه می آفتاد و اون دیگه وقت آب خوردن رو از دست می داد .این جوری اون خیلی خودشو اذیت می کرد.

 

 

چوپون مهربون گله بارها و بارها به بز غاله خجالتی گفته بود که باید رفتارشو عوض کنه . اما بزغاله خجالتی هیچ جوابی نمی داد و بازم همونجوری خجالتی رفتار می کرد .

 

یه روز صبح وقتی گله می خواست برای چرا به دشت و صحرا بره ،بزغاله ی خجالتی موقع رفتن زمین خورد و یه کم پاش درد گرفت .به همین خاطر نتونست مثل هر روز خودشو به گله برسونه .اون توی خونه جا موند اما خجالت می کشید که صدا بزنه من جا موندم  صبر کنید تا منم برسم.وقتی به نزدیک در رسید دید که همه رفتند و تنها توی خونه مونده. اینجوری مجبور بود تا شب تنها و گرسنه بمونه.

 

چوپون گله در طول راه متوجه شد که بزغاله خجالتی با اونا نیومده ،به خاطر همین سگ گله رو فرستاد تا به خونه برگرده و اونو با خودش بیاره .اما اول درگوش سگ  یه چیزایی گفت و بعد اونو راهی خونه کرد.

 

سگ گله به خونه برگشت و یه گوشه گرفت خوابید .بزغاله خجالتی دل تو دلش نبود .باخودش فکر می کرد مگه سگ گله به خاطر اون برنگشته ،پس حالا چرا گرفته خوابیده .دلش می خواست با اون حرف بزنه اما خجالت می کشید.یه کم دور و بر اون راه رفت و منتظر موند، اما سگ اهمیتی نمی داد .بلاخره صبرش سر اومد و رفت جلو  و به سگ گفت ببخشید من امروز جا موندم می شه منو ببرید به گله برسونید ؟سگ خندید و گفت البته که می شه .اما من تند تند می رم می تونی بهم برسی ؟

 

چوپون مهربون چشم به جاده دوخته بود و منتظر اونا بود که یه دفه دید بزغاله خجالتی داره می دوه و میاد و سگ گله هم با کمی فاصله پشت سرش می یاد مثل اینکه با هم دوست شده بودن.اونا باهم  حرف می زدن و می خندیدن.

 

چوپون گله لبخندی زد و گفت امیدوارم بزغاله خجالتی همین طوری ادامه بده تا یه بزغاله شاد و شنگول بشه .

بیشتر

دموکراسی ، بدترین نوع حکومت است

دموکراسی ، بدترین نوع حکومت است ! 


افلاطون در شاهکارش _ جمهوری _ تاکید دارد که دموکراسی حکومت ضعیفی است . افلاطون فکر می کرد که سیاستمداران دموکرات به آسانی می توانند تظاهر به استقلال فکری و خردمندی کنند ، در عین حالی که در عمل آشکارا رعایت توده ها را می کنند . در نتیجه حکومت های دموکراتیک باید به کوتاه مدت نظر داشته باشند و از این رو فاقد جهت و آینده نگری هستند . 

افلاطون می گوید:《 حکومت های دموکراتیک منحرف و بی ثبات نیز هستند زیرا توده مردم ، صاحب دانش کافی یا خیر برای حکومت نیستند . این ضعفی است که به تردید و هرج و مرج سیاسی می انجامد. همین مردم عادی سقراط را به مرگ محکوم کردند و هرگز آنها را به خاطر این کار نمی بخشم 》.

اما افلاطون می پذیرد که هیچ کس نباید بالاتر از قانون باشد خصوصا حاکمان قدرتمند . وی اعتقاد دارد:《 انسان ها ضعیف اند و از این رو در برابر انواع و اقسام وسوسه ها آسیب پذیر خواهند بود اگر در هر حکومت و یا هر دوره ای ، عده ای خود را فراتر از قانون بدانند، فساد و تباهی دامن آن حکومت را خواهد گرفت 》. 


#افلاطون_قدم_اول

منتظر خبرهای خوب باشیم انتظار زیباترین مفهوم زندگی است

منتظر خبرهای خوب باشیم

انتظار زیباترین مفهوم زندگی است.

انسان هایی که در انتظار خوبی ها می نشینند، خوبی ها را به دست می آورند، چرا که انسان ها جذب کننده ی انتظاراتشان میباشند. قانونی در این عالم وجود دارد به نام قانون افزایش که این قانون بیان کننده ی این مفهوم است که هر چیزی را که حرفش را بیشتر بزنی و به آن بیشتر بیاندیشی برای تو محقق می شود. 

مواظب باشیم برای تحقق یک زندگی شیرین، منتظر تلخ کامی ها و شکست ها نباشیم و هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم پس از شکرگزاری، منتظر خیر و برکت های بیکران در زندگی باشیم.


منتظر خبرهای خوب باشیم

انتظار زیباترین مفهوم زندگی است.

May it be an evening star ممکن است که این، نور ستاره شامگاهی باشد

May it be an evening star

Shines down upon you

ممکن است که این، نور ستاره شامگاهی باشد 

که بر تو می تابد

May it be when darkness falls

Your heart will be true

ممکن است هنگامی که تاریکی سایه گسترد

 دلت از هرچه نیرنگ است پاک شود

You walk a lonely road

در جاده ای خلوت قدم می زنی

Oh, how far you are from home

آه که چقدر از خانه دور گشته ای


Mornie utúlië (darkness has come)

تاریکی فرا رسیده است

Believe and you will find your way

باور داشته باش که راه بازگشتت را خواهی یافت

Mornie alantië (darkness has fallen)

تاریکی سایه گسترده است

A promise lives within you now

و حال عهد وپیمانی در تو زنده شده


May it be shadows call

Will fly away

ممکن است که این ندای سایه ها باشد

 که در اطرافت پرواز می کنند

May it be your journey on

To light the day

ممکن است که این سفری باشد

که روزت را روشن کند

When the night is overcome

و هنگامی که شب بر روز غلبه کرد

You may rise to find the sun

تو می بایست برخیزی، تا خورشید را پیدا کنی


Mornie utúlië (darkness has come)

تاریکی فرا رسیده است

Believe and you will find your way

باور داشته باش که راه بازگشتت را خواهی یافت

Mornie alantië (darkness has fallen)

تاریکی سایه گسترده است

A promise lives within you now

و حال عهد وپیمانی در تو زنده شده